تو همه تاريخ گروه هايي هستن كه با اصطلاح روشنفكر شناخته ميشن. براي اينكه جزو اين گروه به حساب بياي يا توي اون باقي بموني بايد شرايط معرفش رو داشته باشي. گذشت اون دورهاي كه به خاطر سيگار گوشهي لب و يا استفادهي كلمات دور از ذهن و ثقيل كسي رو به عنوان روشنفكر ميشناختن.
دي.جي. سلينجر يكي از كسانيه كه اكثر افراد مدعي روشنفكري آثارش رو ميخونن. نويسندهاي كه از دنياي مدرن و تنگناهاش به ستوه اومده. در مورد زنگي يا آثارش مطلب زياده، اما ميخوام اينجا در مورد يكي از پر فروش ترين كتابهاش يعني ناتور دشت يا همون
“The Catcher in the Rye”
صحبت كنيم. كتابي كه نقدهاي موافق يا مخالف زيادي رو تجربه كرده.
"سلینجر در ناتور دشت، شخصیتی بسیار دوستداشتنی از هولدن کالفیلد خلق کرده و همین تاثیرگذاری داستان رو بیشتر میکنه. کالفیلد شخصیتیه عجیب و کاملاً حق به جانب، که همه چیز و همه کس به نظرش نادرست و مسخره است. هولدن در اواخر داستان (خطاب به خواهر کوچکش) میگه که همیشه در نظرش کودکانی رو تصور میکنه که در مزرعه گندم (Rye) در حال بازی هستند و او در لبه پرتگاه ایستاده و هر کسی رو که به اون سمت بیاد و بخواد سقوط کنه میگیره(Catcher) . البته در پایان داستان به نظر میرسه که همین خواهر کوچک مانع سقوط خود هولدن از پرتگاه زندگی میشه. در حقیقت این وجه تسمیه داستانه، The Catcher in the Rye، البته کتاب در فارسی به ناتور دشت ترجمه شده که ناتور (ناطور) به معنای نگهبانه، در حقیقت نگهبان دشت."(http://occasion.blogfa.com/post-38.aspx)
ناتور دشت به شما يادآوري ميكنه كه دنياي اطرافتون تا چه حد ميتونه نفرت انگيز باشه. جوان بودن شخصيت اصلي داستان و نكتههاي ظريفي كه توي ديالوگها گنجونده شده ميتونه شما رو با هولدن کالفیلد همراه كنه. اين همراهي كه هنر نويسنده رو ميرسونه تا قبل از ۱۰ صفحهي آخر داستان جذابيتهاي خودش رو داره اما در آخر داستان، نويسند در حالي كه شما رو براي دونستن تصميم يا سرانجام كار هولدن کالفیلد مشتاق و منتظر كرده، شما رو روي همون پرتگاهي كه هولدن کالفیلد از ابتداي داستان روش بوده، با بي رحمي تمام رها ميكنه و اين بستگي به خود شما داره كه خودتون روعقب بكشيد يا دست به يه سقوط آزاد بزنيد.
وقتي اين كتاب رو ميبستم تنها و تنها به يك چيز فكر ميكردم: پوچي!! شايد هيچ چيز اين كتاب- حتي به رخ كشيدن همهي زشتيهاي ممكن دنياي اطراف- به اندازهي پايان سرشار از تهي اون آزارم نداد.
هركس اين كتاب رو خونده حتما نظرش رو بگه. كساني هم كه اون رو نخوندن مي تونن از آدرس زير دانلود كنن.(البته من نميدونم كه دانلود كتاب ايرادي داره يا نه، پاي خودتون.)
www.farsiebook.com/ebook/10297.htm


| آمنه رجبي | تهران | ادبيات فارسي |
| فاطمه رياحي | تهران | روانشناسي باليني |
| پرستو اسكندري | شهيد بهشتي | حقوق |
| ضحي حاجي ها | تهران | روانشناسي باليني |
| زهرا كريمي پور | شهيد بهشتي | حقوق |
| سارا همتي | تهران | روانشناسي باليني |
| ارشيا ناز حيدريان | علامه | حقوق |
| محدثه ميرزا جعفر | تهران | علوم اجتماعي(پژوهشگري) |
| زينب نوابي | علامه | حقوق |
| شميم شرافت | تهران | علوم ارتباطات |
| زهرا ابراهيم | علامه | روانشناسي باليني |
| مريم شجاعي | شهيد بهشتي | روانشناسي كودكان استثنايي |
| زهرا فرمد | علامه | مطالعات ارتباطات و فناوري اطلاعات |
| نيلوفر حسن زاده | تهران | فلسفه |
| سروناز پور مومن | شهيد بهشتي | مديريت مالي |
| فاطمه صادقي | تهران | علوم اجتماعي(پژوهشگري) |
| صديقه سادات رشيدي فرد | تهران | راهنمايي و مشاوره |
| زهرا ايادي | تهران | علوم ارتباطات |
| مريم شريفيان | شهيد بهشتي | روانشناسي كودكان استثنايي |
| ريحانه پور صالح | شهيد بهشتي | راهنمايي و مشاوره |
| زهرا اميني | دانشگاه قم | حقوق |
| غزال كمالي | شهيد بهشتي | علوم اقتصادي(اقتصاد بازرگاني) |
| فاطمه باستاني | تهران | علوم اجتماعي(پژوهشگري) |
| ثمينه فلسفي | علامه | علوم اقتصادي(اقتصاد كشاورزي) |
| زهره صفار هرندي | علامه | علوم اجتماعي(پژوهشگري) |
| حبيبه حسنقلي پور | الزهرا | روانشناسي باليني |
| نگين عطاران | شهيد بهشتي | زبان و ادبيات انگليسي |
| نفيسه لطفي | شهيد بهشتي | علوم اجتماعي(پژوهشگري) |
| سمانه معصومي | علامه | روانشناسي كودكان استثنايي |
| محيا شمسي پور | تهران | علوم اجتماعي(پژوهشگري) |
| نازنين دهقان | شهيد بهشتي | علوم تربيتي(مديريت آموزشي) |
| عطيه سادات حسينيان | شهيد بهشتي | ادبيات |
| فاطمه ترابي | دانشكده علوم اقتصادي | مديريت بيمه |
| فائزه حاج علي محمدي | تهران | راهنمايي و مشاوره |
| ليلا ساقيان | علامه | روانشناسي كودكان استثنايي |
| آمنه فكري | الزهرا | علوم تربيتي(مديريت آموزشي) |
| فاطمه البرزي | علامه | الهيات(علوم قرآن و حديث) |
بايد اشاره كنم كه اسامي بچه ها به ترتيب رتبه هاشون نوشته شده .به همه اين دوستان تبريك و خسته نباشيد ميگم.![]()
سلام.سال تحصیلی جدیدو بهتون تبریک می گم و امیدوارم موفق باشید.
این پست یه دعوت همگانی از همه دوستان هنرمند فارغ التحصیله. می خوایم کانون تئاتر فارغ التحصیلا رو راه بندازیم و اگه استقبال خوب باشه برای جشنواره تئاتر امسال مدرسه برنامه داشته باشیم. یادتون باشه که تئاتر فقط بازیگر نمی خواد! هر کس تو هر زمینه ای می تونه کمک کنه دست به کار شه.در ضمن اگر نمایش نامه خوبی هم سراغ دارید حتما معرفی کنید. کسانی که مایل به همکاری هستن تا جمعه آینده به خانوم زمانی فر یا شماره ۰۹۳۵۴۴۹۳۱۸۶ خبر بدن.منتظرتون هستیم
آخــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــش...............
حالا وقتشه که روی صندلی ولو بشی و با خیال راحت خستگی این چند روزو از تنت به در کنی. و به شبی که گذشت فکر کنی. به حیاط با صفایی که با حضور بچه ها پای سفره ی افطار با صفا تر شده بود. به دوستایی که بعد از مدتها همدیگه رو دیدن و دوستایی که نتونستن بیان ولی دلشون اینجا بود. به بچه هایی که با نی نی شون اومده بودن، به بچه هایی که تازه عروس شده بودن، به بچه هایی که کنکور ارشد قبول شده بودن،... و همه خوشحال بودن. به همه ی اتفاقای خوب و بد امشب. شبی که مهمون سفره افطار مدرسه بودیم.
نکته ی بسیار بسیار مهم که لازم میدونم بازم تکرار کنم اینه که اگه میاین حتما تا روز پنجشنبه ۸۸/۶/۵ به من یا به نماینده هاتون اسم بدین. حتی اگه برنامه تون تغییر کرد هم سریع به ما خبر بدین.
یه خبر دیگه اینکه وقتی با خانم دکتر در مورد مراسم افطاری صحبت کردم و گفتم هر دوره قراره یه قسمتی اش رو تقبل کنه و.... از لطف و همکاری همه ی بچه ها تشکر کردن و گفتن که "این بار همگی، مهمون مدرسه این و انشاءالله دفعات بعدی با کمک شما دوستان بتونیم چنین برنامه هایی رو ادامه بدیم."
پس دیگه لازم نیست پچه ها زحمت بکشن و چیزی تهیه کنن.
پی نوشت: خانم صدیقه رشیدی فرد ، محدثه میرزا جعفر و سارا همتی اعلام آمادگی کردن که نماینده دوره شون باشن. رسما به ۸۸ ای ها خوشامد میگم. "به جمع فارغ التحصیل ها خوش اومدین."
سمانه زمانی فر . ۸۲
.تو این مدت، خیلی از بچه ها کامنت های پیگیر، راهگشا و بعضا "بــــوقــــــــ"ی گذاشته بودن و خواسته بودن که اردویی، عصرونه ای، چیزی بذاریم و دور هم جمع شیم. من زودتر از این نتونستم بیام جوابی بدم، چون منتظر بودم که صحبت ها قطعی بشه و بعد خبر بدیم.
اول از همه، باید از همه ی عزیزان تشکر کنم به خاطر استقبال بی نظیرشون از برنامه سخنرانی آقای فیاض بخش. فی الواقع ازدحام جمعیت همه رو غافلگیر کرده بود. البته به عکسهایی که توی پست "سخنرانی چهارشنبه" می بینید توجه نکنید. توی عکس معلوم نیست وگرنه تعداد بچه ها خیلی زیاد بود!!!
با دیدن شور و شوق بچه ها، ما هم سر شوق اومدیم و همون طور که فاطمه هم گفت، سعی کردیم اردویی ترتیب بدیم، که متاسفانه به دلیل پیدا نکردن مکان مناسب (و البته ارزان یا حتی مجانی) تلاشمون به جایی نرسید.
از اونجایی که حتما باید یه کاری می کردیم، با نماینده ی دوره های ۸۵، ۸۶ و ۸۷ (برای بقیه دوره ها نمایندگی فعال می پذیریم) دور هم نشستیم و در نهایت تصمیم گرفتیم در تاریخ سه شنبه ۱۰ شهریور سال یک هزارو سیصد و هشتاد و هشت هجری شمسی، افطاری بدیم.
همون طور که بعضی از بچه ها توی کامنت ها پیشنهاد داده بودن، قرار شد برای ایجاد حس همکاری و تعاون در بچه ها، یک سری از ما یحتاج رو خودمون تهیه کنیم. بنابراین به این شکل تقسیم کار کردیم:
بچه های ۸۵: نان، شیرینی
بچه های ۸۶: زولبیا و بامیه، خرما
بچه های ۸۷: سبزی، پنیر
شام هم با مدرسه.
اگر نذر دارین و میخواین همکاری کنین (حتی در حد یه جعبه خرما) "با ما تماس بگیرید".
نکته ی بسیار بسیار مهم: همون طور که می دونین، با دونستن تعداد تقریبی شما میهمانان عزیز، بهتر می تونیم ازتون پذیرایی کنیم. بنابراین خواهشمندیم اگر مایلید توی برنامه شرکت کنید حتما اعلام وجود نمایید. برای این کار راههای مختلفی وجود داره:
۱. میتونین همین الان با اسم کاملتون اینجا کامنت بذارین.
۲. به من پیامک بزنین.(الحمد لله فقط حافظ عزیز شماره مو نداره)
۳. به نماینده تون پیامک بزنین: دوره ۸۵ خانم حوریه صیرفی، دوره ۸۶ خانم هانیه حاجی نوروزی، دوره ۸۷ خانم مرضیه میلی منفرد. از اونجایی که سایر دوره ها فعلا نماینده ندارن میتونن بازم به خودم پیامک بزنن.
پی نوشت ۱: منتظر اطلاعیه های بعدی ما باشید.
پی نوشت ۲: جدا" از آوردن همراه خودداری فرمایید!!
پی نوشت ۳: یه مطلبی هست که مدت زیادیه میخوام بگم ولی هر دفه یادم میره. یادتونه بهمن پارسال رفتیم اردو؟ اگه یادتون باشه قرار شد پولی که اضافه میاد به بچه ها برگردونیم. ولی چون اون موقع حسابامو نبسته بودم، نتونستم همون روز پولها رو پس بدم. بعد از پرداخت کرایه اتوبوس و هزینه نهار و خرجهای ناخواسته ای که پیش اومده بود، یه مقداری پول اضافه اومد، که تقریبا میشه نفری ۶۲۰ تومن. روزایی که مدرسه ام میتونین بیاین و ازم بگیرین.
سمانه زمانی فر . ۸۲
لطفا اگه مي تونيد حجم و سايزشو كم كنيد.ممنون![]()

